بی تو به سر نمی شود

روسپي گري، زير پوست شهرهاي ايران
براساس آخرين تحقيقات كه در رسانه هاي رسمي در ايران به چاپ رسيده، سن آغاز روسپي گري در اين كشور به ۱۲ سال تقليل يافته است .
روسپي گري زنان از قديمي ترين شغل هاي جهان محسوب مي شود كه قدمت چند هزار ساله دارد، اما مجمع عمومي سازمان ملل در سال ۱۹۴۹ ميلادي به قطعنامه اي راي داد كه در آن روسپيگري خلاف كرامت انساني ناميده شد. با اين همه، اين شغل در برخي از كشورها آزاد است و در كشورهاي ديگري نيز ممنوع است و جرم محسوب مي شود. ايران در زمره همين كشورها است.
سعيد مدني پژوهشگر اجتماعي شايع ترين سن روسپي گري در ايران را ۱۸ تا ۲۵ سال عنوان مي كند و مي گويد هر قدر سن شروع روسپي گري پائين باشد خطر براي زنان و دختران بيشتر مي شود.
آقاي مدني اضافه كرد "طي يك دهه اخير به تديج مسئله شيوع تن فروشي در ايران مورد توجه وزارت بهداشت ودرمان قرار گرفت. علت آن هم نگراني از تغيير الگوي شيوع ايدز در ايران است. اقدامات درماني و تشخيصي هم انجام مي شود. مانند انجام تست اچ آي وي رايگان، مشاوره، توزيع سرنگ و كاندم رايگان. به هرحال حجم خدمات بسيار كمتر از ميزان مورد نياز است."
دختر شانزده ساله اي كه از ۱۴ سالگي روسپي گري مي كند، مي گويد خانواده هاي اين افراد اكثرا از هم پاشيده اند. او ادامه مي دهد "ساعت كار ما متفاوت است، صبح كاري، شب كاري كه درآمدش هم بيشتر است و ما "وسط كار" يعني غروب ها هم كار مي كنيم.. پوشش هم به سبك كار بستگي دارد و آنهايي كه بيشتر دنبال مشتري هستند، لباس مارك دار مي پوشند، البته ما پول لباس مارك دار نداريم، مارك رو از بيرون مي خريم، رو كفش مي زنيم."
اين دختر در مورد افرادي كه به او مراجعه مي كنند مي گويد "مشتري ها هم فرق دارند، پولدار و بي پول، اونهايي كه من سروكار دارم، اكثرا مجرد و فروشنده يا كفاش هستند. خونه هاي آنها هم تو مركز شهر است، ونك، سلسبيل، بهارستان."
برخي كارشناسان بر اين باورند كه اين پديده در ايران به دليل مشكلات اقتصادي است، اما آقاي مدني نظري متفاوت دارد و مي گويد "به تدريج گروه ديگري هم به اين زنان افزوده شدند آن هم كساني هستند كه به دليل دست يابي به شرايط زندگي بهتر به روسپي گري روي مي آورند. "
"م "يكي ديگر از روسپي ها در تهران است كه ۲۱ سال دارد و هفت سال است كه به اين كار مشغول است و توضيح مي دهد "من روزها از سالمندان پرستاري و شب ها كار مي كنم. الان اكثرا همه از روي ماهواره هر خدماتي كه اونجا مي دهند را مي خواهند. راه جلب مشتري از طريق تلفن و يا در خيابان و پاساژ است. آنهايي كه در خيابان مي روند تازه كارند، اما تلفني ها امن تر و هم گرونتر هستند. خانم هايي هم هستند كه محلي دارند كه براي حفظ امنيت آنها است."
روسپيگري در ايران جرم است اما مجازاتي كه براي آن در نظر گرفته مي شود در موارد مختلف متفاوت است به اعتقاد كارشناسان بايد براي اين پديده در ايران راهكاري انديشيده شود، چون حتي در شرايطي كه فرد مجرم محسوب مي شود، يك انسان و نيازمند دريافت خدمات است.
سعيد مدني در اين مورد مي گويد "نگاه قانون گزار ايراني به اين پديده نگاه جرم انگارانه است. رويكرد مقابل آن هم جرم زدايانه است. به اين معني كه در بعضي كشورها جرم تلقي نشده است. رويكرد ميانه اي هم وجود دارد كه در عين جرم بودن خدماتي به اين زنان ارائه شود تا وضعيت آنها و مشتريانشان وضعيت پر خطري نباشد."
خانم ۳۸ ساله اي كه دو سال است تن فروشي مي كند، مي گويد "شبها براي كار موقعيت خوبي است. قيمت هم براساس زيبايي، هيكل و بلد بودن فرق دارد. داشتن مكاني براي زنان بسيار مهم است چون احساس امنيت مي كنند. ضمنا در مبلغ و كلاس كار هم تاثير دارد. ولي اگر شرايط اقتصادي بد باشه تاثيرش هم منفي خواهد بود، از وقتي ماهواره و فيلم سكسي آمده تقاضا بالاتر رفته. مردان متاهل بيشتر متقاضي هستند محل سكونتشان را هم نمي دونيم، چون اكثرا جاهايي مي برند كه خطر نداشته باشد."
روسپي گري پديده ناهنجار اجتماعي است و كارشناسان براي رسيدگي به شرايط و وضعيت اين افراد به دليل قوانين مختلف و نگاه هاي سنتي با مشكلاتي روبرو هستند. گروهي از كارشناسان بر اين باورند كه بايد به اين زنان خدماتي ارائه شود تا بتوان به نوعي از پيشرفت اين پديده جلوگيري كرد اما در عين حال برخي ديگر معتقدند كه هر نوع خدماتي به اين افراد به منزله تشويق به فعاليت آنهاست.
نيكي محجوب - بي بي سي فارسي

تعجب نكنيد ، اين تنها عنوان فيلم سينمايي يا رمان نيست. عنوان مقاله هاي آموزشي و علمي نيز مي تواند باشد! چون حقيقت دارد. مطالعات امروز حاكي از اين حقيقت است كه فاكتورهاي ديگري نيز در كيفيت ازدواج موثر هستند. بيشتر خوانندگاني كه مشغول مطالعه اين متن هستيد ، به دنبال عشق گمشده خود نيز مي باشيد. جامعه و فرهنگ به ما مي گويد كه عشق درمان گر همه چيز است و به دنبال آن شادي واقعي شكل مي گيرد. ما به دنبال كسي هستيم كه ما را كامل كند. و زماني كه ما عشق خود را يافتيم با او ازدواج كرده و اين آميزه اي از شعف و سعاد ت را به همراه خواهد داشت. اما كمي از نتيجه تحقيقات دانشگاه استراليا دراين زمينه بشنويم. از نظر آنها عشق تنها چيزي نيست كه دوام و كيفيت زندگي را بعد از ازدواج تضمين مي كند. آنها به مدت 6 سال حدود 2500 زوج را مورد مطالعه قرار داده تا در واقع بفهمند كه چه چيز بعد از ازدواج قوام و دوام آن را تحت تاثير قرار مي دهد. نتيجه مطالعات آنها نشان مي دهد كه فاكتورهاي ديگري به غير از عشق نيز موثر است.
در ادامه به بعضي از فاكتورهاي اتفاقي كه به طور موثري در اين زمينه نقش بازي كرده و موجب موفقيت و شكست در ازدواج مي شوند اشاره مي كنيم.
1- اختلاط فاميلي: 20 درصد از ازدواج هايي كه شامل فرزنداني از ارتباط قبلي است منجر به طلاق مي شود.
2- دومين يا سومين ازدواج: 90درصد از اين زوج ها تمايل به جدايي و طلاق دارند.
3- سن: اگر مرد در زمان ازدواج از نظر سني كمتر از 25 سال باشد و يا 9 يا 10 سال بزرگتر از همسر خود باشد ، تمايل او براي طلاق دو برابر بيشتر از مرداني است كه سن آنها بيشتر از 25 سال است و يا از نظر سني به همسر خود نزديكتر مي باشند.
4- آرزوي داشتن فرزند: اگر زن بسيار قوي تر از مرد مايل به داشتن فرزند باشد ، اين ازدواج به نظر چندان موفق نيست.
5- وضعيت ارتباط والدين: زوج هايي كه حاصل والدين طلاق باشند 17درصد بيشتر از بقيه مستعد پيروي از والدين خود هستند!
6- استعمال دخانيات: ارتباطاتي كه در آن يك نفر عادت به مصرف دخانيات دارد اغلب با شكست مواجه مي شود.
7- پول: ريشه تمام گناهان؟! دقيقا نمي توان چنين ادعايي كرد اما 16درصد از ارتباط هايي كه در آن مرد فاقد درآمد است منجر به جدايي و طلاق مي شود.
مطالعه اي ديگر مدعي است كه عكس هاي همسر شما در دوران دبيرستان مي تواند آينده و دوام ازدواج شما را بازگو كند!!
در اين مطالعه ميزان وسعت لبخندهاي افراد در عكس ها و ارتباط آن با ميزان موفقيت آنها در ازدواج بررسي شده است. افرادي كه لبخندهاي قوي (در عكس ها) بر لب دارند در زندگي مزدوج نيز موفق بوده و طلاق نگرفته اند و برعكس. اگر چه اين ارتباط به نظر چندان منطقي نيست اما ادعاهاي روان كاوي مي گويد كه طبع و گرايش شاد و خرم عموما در ميزان موفقيت افراد در ازدواج موثر است.
مطالعه اي ديگر مدعي است كه موفقيت و شكست در ازدواج قابل پيش بيني است. براي مثال دانشمندان دانشگاه استكهلم گزارش مي دهند كه ژن الفت و محبت _ ژني كه در تنظيم هورمون تنگ كننده رگ ها _ موثر است ، ارتباط قوي با ميزان موفقيت افراد در ازدواج دارد. اين مطالعه ميگويد اگر مردان اين هورمون را به مقدار بيشتري در مغز داشته باشند تمايل بيشتري نيز براي حفظ دوام زندگي زناشويي خود خواهند داشت.
در حالي كه بسياري از اين فاكتورهاي ذكر شده به نظر مسخره مي آيند اما ما بسياري از اين فاكتورهاي مانع نظير بچه ها، طلاق قبلي و تفاوت سني را نيز ناديده مي گيريم و تنها به دنبال رايحه قوي عشق هستيم.
گاهي وقتها هورمون عشق به قدري قوي عمل مي كند كه منطق و دليل داشتن يك ارتباط رمانتيك را تحت تاثير قرار مي دهد.
تحقيقات جديد نشان ميدهد: مردان دو برابر زنان به همسر، همكاران و رؤساي خود در محل كارشان دروغ ميگويند.
روزنامه ديلي اكسپرس در اين باره نوشت: مردان هر روز 6 بار دروغ ميگويند كه اين رقم به 42 دروغ در هفته، 2 هزار و 184 دروغ در سال و 126 هزارو 720 دروغ در دوران زندگيشان ميرسد.
زنان نيز هر روز 3 بار دروغ ميگويند كه اين رقم به21 دروغ در هفته، هزار و 92 دروغ در سال و 68 هزار و 876 دروغ در دوران زندگيشان ميرسد.
از ميان هر 5 نفر كه در اين تحقيق شركت كردهاند، 4 نفر گفتند كه ميتوانند به راحتي بفهمند كه طرف مقابلشان دروغ ميگويد. همچنين نيمي از زنان و مرداني كه در اين تحقيق شركت كردهاند، گفتند: زماني كه به همسران خود دروغ ميگفتند، همسرانشان متوجه موضوع شدهاند.
25 درصد از افراد متأهلي كه در اين تحقيق شركت كردند، گفتند: در خانه به خاطر دروغ گفتن با همسرانشان مشاجره كردهاند. همچنين 7 درصد متأهلان نيز گفتند: دروغ باعث فاصله افتادن ميان همسران و جدايي زوجين ميشود.
دروغهايي كه بيشتر در ميان مردان شايع است با جملات «هيچ مشكلي نيست و من خوب هستم» يا «به خاطر ترافيك دير كردم» گفته ميشود. همچنين دروغهايي كه بيشتر در ميان زنان شايع است با جملات «او الان نيست و سرم درد ميكند»، «نميتوانم پاسخ بدهم، چون تلفن همراهم باتري ندارد» و «من الان در راه هستم» گفته ميشود.
ديلي اكسپرس/ 15 سپتامبر


بقیه تو ادامه مطلب
ادامه مطلب...

عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی، دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال، عشق بیشتر از غریزه آب می خورد و هرچه از غریزه سر زند بی ارزش است، دوست داشتن از روح طلوع می کند و تا هرجا که روح ارتفاع دارد همگام با آن اوج می گیرد، عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست، و گذر فصل ها و عبور سال ها بر آن اثر می گذارد، دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می کند، عشق طوفانی و متلاطم است، دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار وسرشار از نجابت، عشق جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی “فهمیدن و اندیشیدن “نیست، دوست داشتن، دراوج، از سر حد عقل فراتر میرود و فهمیدن و اندیشیدن را از زمین می کند و باخود به قله ی بلند اشراق می برد، عشق زیبایی های دلخواه را در معشوق می آفریند، دوست داشتن زیبایی های دلخواه را در دوست می بیند و می یابد، عشق یک فریب بزرگ و قوی است، دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی انتها و مطلق، عشق در دریا غرق شدن است، دوست داشتن در دریا شنا کردن، عشق بینایی را می گیرد، دوست داشتن بینایی می دهد، عشق خشن است و شدید و ناپایدار، دوست داشتن لطیف است و نرم و پایدار، عشق همواره با شک آلوده است، دوست داشتن سرا پا یقین است و شک ناپذیر، از عشق هرچه بیشتر نوشیم سیراب تر می شویم، از دوست داشتن هرچه بیشتر، تشنه تر، عشق نیرویی است در عاشق، که او را به معشوق می کشاند، دوست داشتن جاذبه ای در دوست، که دوست را به دوست می برد، عشق تملک معشوق است، دوست داشتن تشنگی محو شدن در دوست، عشق معشوق را مجهول و گمنام می خواهد تا در انحصار او بماند، دوست داشتن دوست را محبوب و عزیز میخواهد و می خواهد که همه ی دلها آنچه را او از دوست در خود دارد، داشته باشند، در عشق رقیب منفور است، در دوست داشتن است که: ”هواداران کویش را چو جان خویشتن دارند”، عشق معشوق را طعمه ی خویش می بیند، و همواره در اضطراب است که دیگری از چنگش نرباید، و اگر ربود با هردو دشمنی می ورزد و معشوق نیز منفور می گردد، دوست داشتن ایمان است و ایمان یک روح مطلق است، یک ابدیت بی مرز است ، که از جنس این عالم نیست.
